تبليغاتX
! به همین سادگی


! به همین سادگی

!!! این راز منه!خیلی هم ساده ست! ما فقط با قلبمون میبینیم! چیزهای مهم با چشم دیده نمی شوند

 

اگه هر روز ساعت دو ظهر موقع غذا خوردن تلویزیون منزلتون

مثل خونه ی ما روشن باشه و بابا بخواد اخبار ساعت دو را تماشا کنه

(گیرم از سر کنجکاوی و مقایسه با دیگر خبرگزاری ها...

که اگه اینطور نبود حتما دروغهای آنچنانی اشتهای ما را کور میکرد..!!)

حتما به نکات جالبی برمیخورید:

من در همین اخبار مردی هزار چهره را کشف کردم

 که باعث شد امروز بعد از مدتها تقریبا یک ساعت بخندم !!!

سه چهار روز است که مدام تلویزیون راهپیمایی موافقان یک گروه خاص را

برعلیه جنبشی خاص نشان میدهد

حالا بگذریم از بهانه ی این تظاهرات و سناریوی از پیش ساخته

 یا استبار جهانی وعوامل داخلی و این حرفها..!!!!

نکته شایان ذکر اینکه:  چند روزی است تی وی محترم!!!

اقشار و اصناف گوناگون موجود در جامعه را در حال خروش نشان میدهد

در میان این سیل عظیم جمعیت ! من چهره مردی را به خاطر سپردم

که در روز اول دانشجو بود و در میان جنبش دانشجویان موافق

در روز دوم در میان مدرسین دینی بود  

در روز سوم کاسب بود و در میان بازاریان معترض

و امروز در میان جانبازان

پ . ن : جالبه چند وقت پیش در مراسمی که هنرمندان

           برای از دست دادن خانم بازیگری برپاکرده بودند

           این آقا در صف اول صنف هنرمندان قرار داشت !!!

          من به شدت برای این آقا نگرانم میترسم جنبش زنان موافق هم شکل بگیرد.......

 

 

 + از آنجا که عکس ایشان در بیشتر خبرگزاری ها اعم از فا.ر.س و ا.یر.نا و ا.یسنا و...است

    لذا دسترسی به عکساشان بسیار راحت بود....

     و باز از آنجا که ایشان  ظاهرا علاقه وافری به دوربین  و رسانهای گوناگون دارند

   لذا وبلاگ محقر ما هم پذیرای عکس این مبارز شد !!!

   اجرکم محفوظ ( یحتمل )

    

نوشته شده در 88/09/24ساعت 16:28 توسط سولماز| |

 

هوا به شدت سرد بود و بارونی

منم که عاشق نم نم بارون

سرمو از پنجره خونه بیرون آوردم تا منظره چمن خیس پارک روبرو را ببینم

که........

دختر و پسری کنار شمشاد پارک حسابی مشغول بودن

نخواستم لحظاتی تا این حدخصوصی را نگاه کنم یعنی نتونستم.

شرم کردم!!!

گفتم لابد خیلی عاشقند....

 

نیم ساعت بعد رفتم کنار پنجره

اینبار دوست پسرک هم آمده بود و دخترک در چرخشی ۱۸۰ درجه ای

کاملا تغییر موضع داده  و بازهم مشغول بود !!!!

پسرک اولی سیگار میکشید و میخندید......

 

 

پ.ن : دیروز به دوستی میگفتم من تا عاشق نشم ازدواج نمیکنم

        امروز گفتم توی این اوضاع باید خیلی ساده باشی که به عشق فکر کنی...

 

نوشته شده در 88/09/21ساعت 1:7 توسط سولماز| |

 

"مسئول منور الفکری فرمودند: "

كساني كه امروز در دانشگاه‌ها تحصيل مي‌كنند

در يك فضاي آزاد دوجنسيتي قرار مي‌گيرند

واين موضوع دقيقا مصداق اين است كه :

 گوشت راجلوي گربه بيندازي..... مگر مي‌شود گربه گوشت را نخورد؟!!!

.

.

بنابراین نتیجه میگیریم باید گوشت لقم بره را را از دسترس گربه نره دور نگه داشت

یا به عبارتی باید در دیزی" که در اینجا منظور همان محیط مختلط دانشگاه است" را بست

تا گربه بی حیا هوس گوشت چرب و نرم  نکند

 

و اما  " تمهیداتی "جهت فاسد نشدن گوشت

و همچنین دل ضعفه گربه در نظر گرفته شده

چنانچه گربه شکمو دلش هوس گوشت تازه بره کرد

میتواند جهت نامنویسی به یکی از ستادهای گوشت یابی مراجعه نماید

تا مسئولان مربوطه در راستای طرح همسانگزینی

گوشتی همسان با شکم گربه برگزینند

لازم به ذکر است رویت گوشت قبل از تناول ممکن نمی باشد...

 

+  آخ که چه بر سر اشرف مخلوقات اومده.................

   جنس ما شد گوشت قربونی و

   جنس مخالف گربه ناموس دزد

  چقدر جای کرکس های پیر توی این معادله خالیه !!!!

 

 

 

پ.ن: نمي دوني مگه دختر اين همه کلاغ سياه پـر


        صبح بعد از شام آخر بازي از سر بازي از سر


         مــردا ايـنور زنـــا ايـنور

 

نوشته شده در 88/09/10ساعت 2:16 توسط سولماز| |


Design By : Night Skin